مجموع : 0 تومان
دانلودی انتخاب نشده است

دانلود مقاله آزادی بیان

10 / 10
از 1 کاربر

مقاله آزادی بیان، جُستاری است مختصر در خصوص آزادی های فردی که بخشی از حقوق اساسی افراد یک ملت را تشکیل می­دهد. قطعاً آزادی بیان یکی از مباحث چالش برانگیز در این زمینه است. پایگاه دانلود مقاله های حقوقی در این مختصر تلاش کرده است که از زوایای گوناگون به موضوع آزادی بیان بپردازد.

پایگاه دانلود مقاله­ های حقوقی
ارائه دهنده مقالات و جزوات تخصصی رشته حقوق
دانلود مقاله آزادی بیان

دانلود مقاله آزادی بیان، محدودیت های آزادی بیان، تفاوت دیدگاه فقه اسلامی با دیدگاه های کشورهای در آزادی بیان، نگاه قوانین بین­ المللی به آزادی و ...... را مورد بررسی قرار داده است.

نام مقاله: آزادی بیان
نویسنده: محمد مهاجری
تعداد صفحات:33 صفحه
فرمت: Pdf

 

آزادی بیان

چکیده:

آیا آزادی بیان در غرب مطلق است؟ آیا اساساً آزادی بیانِ مطلق امری امکان­پذیر است؟ محدودیت­های آزادی بیان چه چیزهایی هستند؟ تفاوت دیدگاه اسلام و حقوق اسلامی با دیدگاه غربی در محدودیت­های آزادی بیان چیست؟ در دیدگاه غربی نگاه مطلق به آزادی وجود دارد البته در اسناد بین­المللی آزادی مطلق هیچ­گاه و در هیچ سیستمی پذیرفته نشده است. آزادی تنها با محدودیت های حداقلی یا حداکثری مواجه می­شود وگرنه اصل وجود محدودیت امری طبیعی و معقول است. در این پرونده به مفهوم آزادی بیان و محدودیت­های آن خواهیم پرداخت.

مقدمه:

 موضوع آزادی بیان یکی از مقولات بحث برانگیز در زمینه حقوق بشر میباشد. از یک سو آزادی بیان از جمله حقوق اساسی افراد در جامعه بشری است و از سوی دیگر میتواند محدود کننده حقوق صاحبان دولت باشد. آزادی بیان به عنوان شکلی از آزادی مفهومی بسیار گسترده است که مصادیق آن در قانون هرکشوری میتواند متفاوت باشد. در این مقاله نیز سعی شده است که ابتدا تعریف جامع و منطقی از آزادی بیان به دست آورده شود و سپس این مفهوم را در نظام اسلامی مورد بررسی قرار داده و با یک نگرش تطبیقی به موضوع آزادی بیان پرداخته شده است.

فصل اول- بررسی مفهوم حق آزادی بیان

«مفهوم آزادی (Freedom) به عنوان یکی از کلیدی­ترین مفاهیم بشری همواره با چالش هایی جدّی روبرو بوده است. حقوق و آزادی های عمومی در نظام­های حقوقی مدرن و پس از تشکیل دولت مدرن نقش چشمگیری در گسترش تفکر و پیشرفت  اندیشه در میان آحاد بشر داشته است. آزادی انواع گوناگونی دارد و در طیف گسترده­ای قرار دارد. از جمله:

 آزادی انتخاب شغل ,(The Freedom of Job) آزادی اقامت ( The Freedom of residency)، آزادی پوشش (The Freedom of Clothe)، آزادی اطلاعات(The Freedom of Information)، آزادی مطبوعات  (The Freedom of prees) و آزادی بیان ( The Freedom of Expression) که برخی از مهمترین آزادی­ها در دنیای کنونی به شمار می آیند و در میان انواع گوناگون آزادی­های عمومی اعم از فردی و گروهی برخی از آنها از اهمیت دو چندانی برخوردار هستند. آزادی بیان در میان آزادی­های یاد شده اهمیت فراوانی دارد. آزادی بیان با آزادی پوشش و آزادی مطبوعات و رسانه و آزادی سخنرانی ارتباط تنگاتنگی دارد. در واقع می توان آزادی بیان را پایه و بنیان آزادی پوشش، آزادی مطبوعات و ... دانست. در حقیقت با استفاده از حق آزادی بیان است که آزادی مطبوعات و آزادی پوشش معنا می یابn. آزادی بیان حاوی دو مفهوم است: مفهوم عامّ آزادی بیان که حتی نمادها (سمبل ها)، پوشش و ... را در برمی گیرد و به تعبیر رساتر هر امری که به گونه ای حاوی نوعی بیان باشد در بر می گیرد. دیگری معنای خاصّ آزادی بیان است که به صرف آزادی بیان اختصاص دارد و مقصود از آزادی بیان نیز بیان گفتاری، نوشتاری، ایما و اشاره ­ای است.

مفهوم آزادی بیان و به بیانی رساتر، حقّ آزادی بیان، آن دسته حقوقی هستند که اشخاص و افراد برای خویشتن قائل هستند و می خواهند دیدگاه ­ها و عقاید خویش را بیان نمایند و به همین لحاظ است که آزادی عقیده نیز با آزادی بیان ارتباطی فزآینده پیدا می کند، زیرا آزادی عقیده لزوماً همراه با بیان اشخاص نیست و می توان آزادی عقیده را با تفتیش نیز نقض کرد، امّا زمانی که عقاید افراد بیان و اظهار می­گردند، در همین زمان است که آزادی بیان و آزادی عقیده با یکدیگر نزدیک و مشابه می شوند. اندیشمندان و فلاسفه بزرگ، پیش­تر به  آزادی بیان و مفهوم آن اهمیت فراوان داده­اند و آن را گاهی مطلق و تام پنداشته ­اند و انسان را بماهو انسان آزاد دانسته­اند و گفته­ اند انسان چون انسان است پس آزاد است و آزادی حقی نیست که حقوق و قانون به انسانها اعطا نماید، کانت فیلسوف بزرگ آلمانی چنین دیدگاهی را بسط و گسترش داد و بسیاری دیگر از اندیشمندان نیز چنین راهی را پیمودند. لیکن در انگاره­ های گوناگون می توان این دیدگاه را تعدیل کرد و بیان داشت که در واقع آزادی انسانها در مواقعی محدود می شود و این محدودیت هم گاهی از سمت و سوی حاکمیت و دولت است و گاهی نیز از سوی اندیشه­ ای نشأت گرفته از دنیای ماوراءالطبیعه، همچون دیدگاه های دین مدارانه پیرامون مفهوم آزادی بیان. مثلاً آنچه مورد توجه است محدودیت های موجود پیرامون این حق بنیادین آحاد بشر است که در حقوق ایران و حقوق غرب مورد بررسی قرار می گیرد.

«آزادی در اسلام امری فطری است که با خلقت هر انسانی در نهاد او به ودیعه گذاشته می­شود و کسی را حق سلب آن از دیگری نیست، حضرت علی (ع) فرموده اند: «ایُهَا النّاسُ إِنَّ آدمَ لَم یَلِد سَیِّداً و لا اُمه و إِنَّ النّاسَ کُلّهُم أحرارٌ»؛ «ای مردم هیچ یک از آدمیان آقای دیگری یا برده و بنده دیگری آفریده نشده اند بلکه تمامی انسان­ها به طور یکسان آزاد به دنیا آمده ­اند و کسانی را بر دیگری امتیازی نیست.»

مفهوم حق آزادی بیان و مفهوم محدودیت

الف) مفهوم حق

«حق» به مفهوم صلاحیت دارا شدن چیزی است و حقوق نیز از کلمه حق نشأت گرفته است، حق در اصطلاح لاتین «Right» نامگذاری می­شود و به معنای صلاحیت ­های افراد است به منظور دارا شدن و حقّ از دست دادن چیزی مانند حقّ فروش اموال شخصی یا به آتش کشیدن آن­ها.

حق در یک تقسیم بندی به حقّ شخصی و حقّ اجتماعی تقسیم می شود.

«هوگو گروسیوس» در کتاب خود به نام  «قانون جنگ و صلح»، حق را چنین تعریف می­کند: «حق، کیفیت اخلاقی شخصی است که صلاحیت داشتن یا انجام دادن چیزی را دارد.»

برای واژه حق تعاریف بسیاری ارائه داده­ اند که در این نوشتار به همین اندازه قناعت می شود.

 ب) مفهوم آزادی و ازادی بیان

آزادی به مفهوم رهایی و از سوی دیگر به مفهوم توانمندی در استفاده مطرح می شود و در یک تقسیم بندی، گاهی آزادی به دو  نوع منفی و مثبت تقسیم می شود که آزادی منفی به معنای رهایی از منع ها، زنجیرها و ... است یا به معنای نبودن مانع بر سر راه تحقق حقوق بشر است و آزادی در مفهوم مثبت به معنای توانایی انسان در بهره­ مندی از زندگی و آنچه عدالت طرح می­کند است؛ یعنی دسترسی مادّی به منابع و امکانات؛ بنابراین آزادی بایستی در دو مفهوم منفی و مثبت خود تحقّق یابد؛ یعنی نبایستی اولاً موانعی باشد برای تحقّق آزادی و از سوی دیگر  بایستی همگی دسترسی مساوی به منابع و امکانات جهت ابراز آزادی را داشته باشند. آزادی بیان نیز در پرتو مفهوم آزادی امری بدیهی است و در اسناد مهم بین ­المللی مانند منشور ملل متحد و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نیز مورد توجه و شناسایی قرار گرفته است و به مفهوم توانایی و نبودن موانع برای ابراز دیدگاه­ های اشخاص است و به زبان گویاتر آن که شخصی بتواند هدف­های خویشتن را آزادانه بیان نماید.

ج) مفهوم محدودیت

اِعمال محدودیت بایستی به دلایل متقنی ایجاد شده باشد، محدودیت یعنی برای مسئله ­ای حدّ و مرز قائل شدن و این حدود بایستی بسیار با مداقّه اعمال شوند. آن چه واضح است این که به هر حال آزادی بیان در تمام نظام­های حقوقی محدودیت­ هایی دارد؛ لیکن محدودیت ­ها بایستی بر مبنای یک یا چند معیار و شرط ذیل اعمال گردند:

اول) محدودیت­هایی که برای اعمال این حق وارد می شوند بایستی توسط قانون ایجاد شده باشند.

دوم) این محدودیت­ها بایستی برای یک جامعه دموکراتیک ضروری باشند.

سوم) این محدودیت­ها بایستی برای تأمین و تضمین شناسایی و احترام به حقوق و آزادی­های دیگران اعمال شوند.

در معیار سوم، هم حقوق فردی را مدّ نظر داریم و هم حقوق جمعی یا اجتماعی را که در سخن­های آتی، بسیاری از محدودیت­هایی را که ذکر می کنیم مربوط به این دسته هستند، هم­چون حمایت از امنیت ملّی و حمایت از نظم عمومی یا بهداشت عمومی یا حمایت از اخلاق.

د) مفاهیم مشابه آزادی بیان

آزادی بیان به عنوان مفهومی است که در معادل آن اندکی چالش وجود دارد. آزادی بیان به نظر بایستی معادل (Freedom Of Expression) در نظر گرفته شود. در حالی که در متون گوناگون آزادی بیان را (Freedom of Speech) ترجمه کرده­ اند اما رابطه این دو معادل چیست؟

مفهوم دوم به معنای آزادی سخن گفتن و سخنرانی کردن است که مفهومی محدودتر از مفهوم نخست است. آزادی سخنرانی و آزادی سخن گفتن به معنای بیان شفاهی است. لیکن آزادی بیان مفهوم اعم از سخن گفتن است و امروزه آزادی بیان را بایستی به هر گونه بیان اعم از نوشتاری و گفتاری حتی ایما و اشاره اطلاق نماییم، آزادی بیان حتی ممکن است با نشان دادن یک سمبل محقّق شود با نشان دادن یک لوگو و نقش یک لباس محقق شود. آزادی بیان بنابراین مفهومی عام­تر است.

در  میان سایر حقوق آزادی بیان با آزادی عقیده نیز رابطه دارد. آزادی عقیده به نظر مفهومی ناهمسنج است؛ یعنی چنانچه عقیده را امری درونی بدانیم دیگر برای آزادی نمی توان محدودیتی لحاظ نمود تا بتوان از مفهوم آزادی عقیده سخن گفت. به عبارت بهتر آزادی عقیده از طریق آزادی بیان است که بروز و ظهور خواهد داشت و به عرصه عمل می­رسد در غیر این صورت اینکه دیگران آزاد هستند هر عقیده و اعتقاد داشته باشند امری بدیهی است، لیکن اگر این اعتقاد ابراز شود می تواند به عنوان آزادی بیان مورد مطالعه باشد.

آزادی همچنین با مفهوم آزادی پوشش نیز ارتباط می یابد. هر شخصی با پوشش خود درحقیقت بیان­کننده و پیام ­آور چیزی است، مثلاً حجاب اسلامی بانوان در اسلام نوعی نماد و نوعی بیان مبنی بر اعتقاد به خدای متعال و اعتقاد به دین مبین اسلام است؛ بنابراین آزادی پوشش با آزادی بیان عمیقاً ارتباط پیدا می کنند.

آزادی رسانه و آزادی مطبوعات نیز از دیگر انواع آزادی است که با مفهوم آزادی بیان ارتباط پیدا می کند. آزادی رسانه در حقیقت چنانچه مقصود مطبوعات و رسانه ­های مکتوب باشند نوع کتبی آزادی بیان محسوب می شوند، اما چنانچه آزادی رسانه- منظور وجود رسانه­ های تصویری و تلویزیونی- آزاد باشد این گونه آزادی نیز به طرز قابل توجهی با آزادی بیان ارتباط پیدا می کند.

فصل دوم-آزادی بیان در نگاه قوانین و مقررات داخلی و بین المللی

 آزادی بیان در قانون اساسی جمهوری - اسلامی

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت از تعبیر آزادی بیان ذکری به میان نیامده است و همان گونه که در ابتدای سخن نیز توضیح دادیم برخی مفاهیم مرتبط با آزادی بیان هستند و قانونگذار قانون اساسی نیز به این مفاهیم اشاره کرده است، مثلاً در اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخلّ به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می­کند.» همچنین به موجب بند ۷ اصلی سوم قانون اساسی، تأمین آزادی­های سیاسی و اجتماعی از وظایف جمهوری اسلامی ایران است.
در بسیاری از اصول قانون اساسی ایران نیز به تضمینات این حقوق پرداخته است که منع تفتیش عقاید و منع تجسّس و اصل برائت و ... برخی از این تضمینات هستند.
همچنین اصل بیستم قانون اساسی نیز همه افراد ملّت را در حمایت یکسان از قانون قرار داده است و همه حقوق انسانی را برای افراد در نظر گرفته است؛ لذا آزادی بیان نیز از جمله مهم­ترین حقوق انسانی تلقی می­گردد.
و اما جهت تشریح مطلب، می بایست اضافه کرد که شایسته بود قانون اساسی ایران به صراحت، اصلی را به آزادی بیان اختصاص می داد و جزئیات آن را نیز بیان می کرد، لیکن متأسفانه فقط به آزادی بیان در نشریات و مطبوعات پرداخته شده است که عبارت رساتر این اصل، آزادی مطبوعات است و صحیح است که آزادی مطبوعات بخش عمده ­اش مسئله آزادی بیان در نشریات و مطبوعات است؛ لیکن این مفهوم از مفهوم آزادی بیان جزئی تر و محدودتر است و نوشتار و گفتار و سایر مطالب خارج از نشریات و مطبوعات را در برنمی­گیرد اما به نظر می­رسد این برداشت اساساً صحیح نباشد که آزادی بیان را به نشریات و مطبوعات محدود نمائیم بلکه می­توان استدلال کرد هنگامی که نشریات و مطبوعات که به صورت عمومی منتشر می­گردند از آزادی بیان برخوردارند به طریق اولی سایر گروه­ها و مردم نیز از این حق برخوردار هستند.
بهتر بود قانونگذار قانون اساسی اصلی را به این امر اختصاص می­داد تا نیازی به استدلال­های فرعی نباشد اما با استفاده از اصل سوم (بند هفتم) از قانون اساسی می­توان حقّ آزادی بیان را بنیادی ­ترین حقّ سیاسی و اجتماعی نامید که تأمین و تضمین آن­ها بر دوش دولت جمهورى اسلامی ایران نهاده شده است.
در قوانین عادی نیز به محدودیت­های آزادی بیان اشاره شده است و مثلاً در قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392 به ممنوعیت افتراء، توهین، نشر اکاذیب و سایر مسائل اشاره شده است که البته اشاره به محدودیت­های آزادی بیان هستند و نمی­توانند بررسی مفهوم آزادی بیان باشند. در دیگر قوانین ناظر بر مطبوعات و قانون احزاب ، جمعیت ها و ... به حقوق و آزادی­های عمومی نیز اشاراتی شده است.

آزادی بیان در قوانین و مقررات بین المللی

اگر چه اصطلاح آزادی بیان صراحتاً در منشور ملل متحد ذکر نشده است ولی اهمیت این نوع آزادی از بدو شکل ­گیری سازمان ملل متحد، مورد توجه بوده است. بحث­هایی که در کنفرانس سانفرانسیسکو در این ارتباط صورت پذیرفته بود حاکی از اهمیت برجسته این حق، از بین سایر حقوق اساسی بشر است. در قطعنامه Sg (1)، مجمع عمومی در نخستین اجلاسش در سال ۱۹۴۶ میلادی اعلام کرد که آزادی بیان جزئی از حقوق  اساسی بشر و سر منشاء تمامی حقوقی است که سازمان ملل متحد بر آن تکیه کرده است. به علاوه مجمع عمومی از شورای اقتصادی و اجتماعی (ECOSOC) خواست تا کنفرانسی در این زمینه برگزار کند. کنفرانس مزبور از تاریخ ۲۳ مارس تا ۲۱ آوریل تشکیل گردید و پیش­نویس سه کنوانسیون ارائه گردید:

۱-کنوانسیونی در زمینه جمع ­آوری و انتقال اطلاعات،

۲- در زمینه ایجاد یک حق بین المللی ویرایش،

۳- آزادی اطلاعات.

در دهه­ های بعد از میان این کنوانسیون ­ها، تنها کنوانسیون حقّ بین المللی ویرایش «Righ to Confection» لازم الاجرا گردید و از آن جایی که نهادهای سازمان ملل، در خصوص آزادی بیان و محدودیت های آن اختلاف نظر اساسی داشتند، آزادی اطلاعات (به عنوان قسمی از آزادی بیان) مورد وفاق واقع نشد و تنها به عنوان برنامه مجمع عمومی برای سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۸۰ میلادی معرفی شد اما منجر به نتایج قطعی نگردید.
مهم­ترین سند و اولین سند که به صراحت حق آزادی بیان رسمیت بخشید، اعلامیه جهانی حقوق بشر است. اعلامیه مزبور در ماده ۱۹ به خوبی حق آزادی بیان را مورد حمایت قرار داده است و بر حقّ مطلق داشتن عقیده بدون هیچ گونه بیم و هراسی و حقّ ابراز آن به طرق مختلف و بدون توجه به مرز تأکید می ورزد:

 «هر کس از حقّ آزادی عقیده و بیان برخوردار است و حقّ مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در رساندن و انتشار آن، به تمامی وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.»
بنابر مطالب یاد شده در منشور ملل متحد به صورت دقیق به موضوع آزادی بیان اشاره­ ای نشده است اما در نهایت، اعلامیه جهانی حقوق بشر این حق را به رسمیت شناخته است؛ البته با توجه به نکاتی که گفته شد به وضوح متوجه می­شویم که در کنوانسیون به حق آزادی عقیده و آزادی بیان توأمان اشاره شده است؛ یعنی رابطه آزادی بیان و آزادی عقیده به گونه­ ای است که این توجه به آنها به صورت توأمان صورت گرفته است. آزادی عقیده درواقع پایه آزادی بیان است؛ یعنی اساساً مگر می­توان گفت کسی از نظر عقیده آزادی ندارد؟ به این جهت که عقیده امری درونی است؛ بنابراین آزادی عقیده بدون آنکه ابراز و به تعبیر دقیق­تر بیان نشود امری بی­ اثر و بدون خطر است. به عبارت دیگر آزادی عقیده بدواً وجود دارد و  بایستی در این موضوع به منع تفتیش عقیده توجه شود و نه به صرفاً آزادی عقیده چه آنکه از طریق تفتیش عقاید با وسیله بیان، عقاید شخص آشکار می شوند و از این پس قدم در حیطه آزادی بیان گذاشته­ ایم. در این اعلامیه و در بسیاری مقررات بین المللی نکته جالب توجه اشاره آنها به وجود آزادی بدون توجه عامل مرز است که بایستی به این مسئله توجه کنیم که نظام بین ­المللی در صدد تضمین اصلی آزادی بیان فارغ از عامل مرز است و البته جمع این موضوع با مسئله حاکمیت داخلی کشورها و همچنین اصل منع مداخله در امور داخلی کشورها پرسش بی ­پاسخ و چالش برانگیزی است که پاسخ به آن بسیار دشوار است.
کنوانسيون اروپايی حقوق بشر، سند مهم دیگری است که متعاقباً بر حق مزبور تاکید و به طور جامعی آن را اعلام می­کند. در ماده 10 کنوانسيون مزبور گفته شده است:
«الف) هر کسی دارای حق آزادی بیان است. این حق شامل آزادی داشتن عقیده، دریافت و رساندن اطلاعات و اندیشه، بدون مداخله مقامات دولتی و بدون توجه به ملاحظات مرزى است. این امر مانع از آن نیست که دولت­ها کسب مجوز را برای خبرگزاری­ها، تلویزیون و شرکتهای سینمایی، الزامی نماید. ب) اعمال این آزادی ها از آنجایی که اجرای آن توأم با تکالیف و مسئولیت­ هایی است، ممکن است مشروط به تشریفات، شرایط و محدودیت ها یا مجازات­ هایی شوند که قانونی باشد و در چارچوب یک جامعه مردم سالار به نفع امنیت ملّی، تمامیت سرزمینی یارفاه عمومی، جهت ممانعت از بهداشت یا اخلاق و بی طرفی قوه قضاییه ، ضرورت داشته باشد.»
بعد از کنوانسیون مذکور، سند مهم دیگری که بدین حق پرداخته، می توان به میثاق بین المللی حقوقی مدنی و سیاسی اشاره کرد. ماده 914 میثاق مزبور ابراز می دارد: «هرکس از  حق  حقّ آزادی عقیده و بیان بدون هیچ گونه مداخله ای برخوردار است. این حق مشتمل بر آزادی جستجو، دریافت و رساندن اطلاعات و اندیشه­ها از هر نوع ، خواه شفاهی، کتبی ، چاپ  یا به صورت هنری یا به وسیله دیگر فارغ از ملاحظات مرزی است.»
در اسناد منطقه ­ای علاوه بر کنوانسیون اروپایی که بدان اشاره شد، کنواسیون آمریکایی حقوق بشر و منشور آفریقایی حقوق بشر و ملّت­ ها نیز چنین حقی را به رسمیت شناخته­ اند.

کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، ذیل عنوان آزادی فکر و بیان مقررمی دارد :
«1- هر کسی از حقّ آزادی فکر و بیان برخوردار است. این حق مشتمل بر آزادی جستجو، دریافت و رساندن اطلاعات و عقاید از هر نوع بدون توجه به محدوده مرزی، چه به صورت شفاهی، نوشتاری، چاپی، به شکل هنر یا به هر وسیله دیگر به انتخاب افراد است. ۲- اعمال حقوق مصرّح دربند قبل، نبایستی مشروط به سانسور ابتدایی گردد بلکه بایستی مشروط به تحمیل الزامات متعاقب گردد که صریحاً به وسیله قانون پیش­بینی شده و تا حدودی برای تضمین

الف) احترام به حقوق و حیثیت دیگران، ب) حمایت از امنیت ملّی، نظم عمومی، رفاه همگانی و اخلاق ضرورت داشته باشد. ۳- حق آزادی بیان نبایستی با روش­ها و ابزارهای غیرمستقیم نظیر سوءاستفاده حکومت یا کنترل­ های خصوصی بر روزنامه، رادیو، نوسان امواج رادیویی  یا تجهیزات استفاده شده در اشاعه اطلاعات یا به هر وسیله دیگر برای منع ارتباطات و جریان آزاد اطلاعات و اندیشه ها، ممنوع گردد. ۴- علی رغم مقررات بند دوم، تفریحات عمومی ممکن است به وسیله قانون مشروط به سانسورهای ابتدایی تنها به منظور حفظ و حمایت از اخلاق کودکان و نوجوانان در دسترسی به آنها گردد. ۵- هرگونه تبلیغ برای جنگ و هر نوع حمایت از ملّیت، نژاد و تنفر مذهبی که منجر به ترغیب به خشونت غیرقانونی یا هرنوع عمل غیرقانونی مشابه بر ضدّ هر شخص یا گروهی از اشخاص اعم از جنس آن­ها، رنگ، مذهب، زبان یا اصالت ملّی گردد، بایستی به عنوان جرم قابل مجازات به وسیله قانون تلقی گردد.»
در منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت­ها و در ماده ۹ آن آمده است:
«۱- هر شخصی بایستی حقّ دریافت اطلاعات را داشته باشد. ۲- هر شخصی بایستی حق بیان و اشاعه عقایدش در چارچوب قانون را داشته باشد.» در بسیاری از اسناد دیگر، چه به صراحت و چه به طور ضمنی به این حق اشاره شده است که در اینجا، ذکر همه آنها مقدور نبوده و تنها متون اسناد مهم نقل گردید.
با بررسی اسناد فوق­الذکر، درمی­یابیم که آزادی بیان صرفاً به معنای خاصّ آن؛ یعنی آزادی سخن گفتن «Freedom Of Speech» به کار نرفته بلکه مصادیق گوناگونی را تحت ­الشمول دارد و به عبارت دیگر در معنای اعمّ آن یعنی؛  «Freedom of expression» به کار رفته است.

فصل سوم- محدودیت­های آزادی بیان در دیگاه ایرانی- اسلامی

در اسلام، آزادی به معنای حقیقی آن وجود دارد و البته بایستی دقت کرد که آزادی در مفهوم غربی آن با آزادی با مفهوم اسلامی آن تفاوت چشمگیری دارند و آزادی بیان اسلامی همان آزادی بیان غربی نیست. در بسیاری امور دیگر و بالاخصّ در نظام حقوقی حقوق عمومی نیز چنین تفاوت ­هایی عمیقاً به چشم می خورند، مثلاً دموکراسی غربی با دموکراسی اسلامی یا مردم ­سالاری دینی تفاوت های عمیقی دارند، دموکراسی غربی پیرو اکثریت است لیکن دموکراسی اسلامی براساس پیشرو بودن پایه­ گذاری شده است و امام امّت را به عنوان پیشرو معرفی می کند.

به هر روی در تحلیل مفاهیم بایستی دقت کرد که این مفاهیم در چه ساحتی از اندیشه به کار می روند. در دین اسلام احادیث و روایات فراوانی در اهمیت نقد و انتقاد و ضرورت بیان حقایق رسیده است که حکایت از وجود و اهمیت آزادی بیان در صدر اسلام می کند. با مراجعه به تاریخ زندگی پیشوایان دین می توان دریافت که آنان نه در گفتار؛ بلکه در عمل هم، تا آنجا که به نظم عمومی و اخلاق جامعه آسیب نرساند در برابر افکار مخالف، اصل آزادی بیان را رعایت و ترغیب  کرده اند.

پیامبر گرامی اسلام(ص) همواره با سعه صدر در برابر آراء و  اندیشه های مختلف، برخورد می کردند و اجازه می ­دادند صاحبان اندیشه، دیدگاه، انتقاد و اعتراض خود را بدون هیچ­گونه ترس و نگرانی بیان کنند. خداوند در قرآن، آن بزرگوار را شخصیتی مهربان، خوش قلب و مردمدار معرفی کرده و می فرماید: «لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛ «چنانچه سخت دل و تند خوی بودی ، مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.» سعه صدر، گشاده­ رویی و اخلاق کریمانه از مهمترین عوامل موفقیت آن پیام ­آور وحی بود. استاد مطهری در این زمینه می­گویند: «شما کی در تاریخ عالم دیده ­اید که در مملکتی که همه مردمش احساسات مذهبی دارند به غیر مذهبی­ ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مسجد پیامبر(ص) یا در مکه بنشینند و حرف خودشان را آنطور که دلشان می خواهد بزنند، خدا را انکار کنند، منکر پیامبری پیامبر شوند، نماز، حج و ... را رد کنند و بگویند ما اینها را قبول نداریم اما معتقدان مذهب با نهایت احترام با آنها برخورد کنند. در تاریخ اسلام از این نمونه ­های درخشان، فراوان می­بینیم و به دلیل همین آزادی­ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلفی مواجه شده است...»

تاریخ ­نویسان موارد بسیار متعددی از وجود آزادی بیان در سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل کرده اند؛ به عنوان نمونه، در جریان تقسیم غنایم جنگ «حنین» برخی از انصار اعتراض کردند و انتقاد خود را به وسیله سعد بن عباده به اطلاع پیامبر(ص) رساندند و حتی مردی با تندی، رو به پیامبر(ص) کرد و گفت: «من امروز کارهای شما را دقیقاً مورد بررسی قرار دادم و دیدم در تقسیم غنایم راه عدالت در پیش نگرفتید!» پیامبر(ص) فرمود: «اگر عدالت و انصاف نزد من نیست پس نزد چه کسی است؟» خلیفه دوم از پیامبر ( ص) خواست تا اجازه دهد که او را تنبیه کند اما حضرت فرمود رهایش کنید. آنگاه به سعد بن عباده که به نمایندگی از انصار، پیام گله­آمیز را منتقل کرد، فرمود: «همه آنان را در یک نقطه جمع کن تا من جریان را برای آنها تشریح کنم...» سخنان منطقی پیامبر (صی)، چنان در دل انصار جای گرفت که همگی گفتند: «ای رسول خدا! ما به قسمت خود راضی هستیم و کوچکترین گله­ای نداریم» در واقع رویکردی این چنینی از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) نشان از اهمیت آزادی بیان دارد و به نوعی نشان از برخورد بزرگوارانه پیامبر خاتم با آزادی بیان و این مقوله داشته است.

حضرت علی (ع) در دوران حکومت خویش بر آزادی مخالفان مذهبی و سیاسی در بیان نظرات، انتقادات و مخالفت­ها تأکید داشت و می فرمود: «فلاتکلمونی بماتکلم به الجبابره و لاتتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لاتخالطونی بالمصانعه و لاتظنوابی استثقالا فی حق قیل لی»؛  
«آن سان که با جباران سخن می­گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آنچه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند. همچنین به چاپلوسی و تملق با من رفتار نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می­آید.» و « فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل»؛ «از گفتن سخن حق یا مشورت عدالت آمیز خودداری مکنید.» در سخنی دیگر فریاد و خروش برآوردن در برابر حاکم جائر را برترین جهاد می نامد: «وما اعمال البرّ کلها والجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی و افضل من ذلک کله کلمه عدل عند امام جائر»؛ «تمام اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای است در مقابل یک دریای پهناور و اما از همه اینها مهم­تر سخنی است که برای دفاع از عدالت در برابر پیشوای ستمگری گفته می شود.» آن امام همام، در بیان حقوق متقابل حاکم و مردم فرمود: « .. و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعه والنصیحه فی المشهد و المغیب و الاجابه حین ادعو کم و الطاعه حین مرکم»، «.. و اما حقی که من بر گردن شما دارم آن است که در بیعت وفادار باشید و در آشکارا و نهان خیرخواهی را از دست ندهید و چون فرا میخوانمتان به من پاسخ دهید و چون فرمان می دهم فرمان برید.» نصیحت شامل پیشنهادهای مفید و انتقادهای سازنده است که انجام آن نیازمند وجود آزادی بیان است. همچنین ایشان در عهدنامه حکومتی خویش به مالک اشتر فرمان می دهد : «و أشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لاتکونن علیهم سبعاضاریا تغتنم اکلهم...»؛ «دلت را نسبت به توده مردم سرشار از مهربانی و لطف و محبت کن، مبادا چونان حیوان شکاری برای خوردن آنان لحظه شماری کنی بخشی از وقت خود را برای کسانی که به تو نیاز دارند، اختصاص بده و شخصاً به امور آنان رسیدگی کن و در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده، فروتن باش، سربازان و یاران و نگهبانان خود را از آنان دور کن تا سخنگوی آنان بتواند بدون اضطراب و لکنت زبان با تو گفتگو کند. من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می فرمود:
«هرگز امتی را گرامی نخوانند که در آن امّت بی ­آن که بترسند و در گفتار درمانند، حق ناتوان را از زورمندان نستانند.» بالاتر از آن به مالک سفارش می کند: «ثم لیکن آثرهم عندک اقولهم بمر الحق لک»، از میان وزیران و معاونان، آن­کس را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید و در آن­چه که انجام می دهی و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد کمتر یاری­ ات کند.» امام علی (ع)، در مدت حکومت خویش در برخورد با خوارج – علی­رغم برخوردهای بسیار سخیف و به دور از ادب آنان - تا جایی که تنها در چارچوب اظهارنظر بود، آنان را آزاد می گذاشت و در نهایت سعه صدر و خویشتن­داری عمل می کرد.

محدوده و قلمرو آزادی بیان در دیدگاه اسلام

پیرامون قلمرو و مرزهای آزادی بیان دیدگاه­ های مختلف و پرسش­های متعددی مطرح است نظیر اینکه؛ آیا اساساً آزادی بیان نیازمند محدوده و ضوابط مشخصی است؟ انتقال فکر و عقیده به دیگران تا چه حد می تواند آزاد باشد؟ حتی تا آنجا که قدرت تفکر را از دیگری سلب و فکر و عقیده ای را بر او تحمیل یا او را گمراه نماید؟ در شرایط نابرابر و عدم توازن فکری، وقتی القای عقیده به صورت غیر علمی و به دور از اختیار و به گونه ای انجام می گیرد که امکان اعمال اراده و آزادی را از دیگری سلب می کند، آیا آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و  ادیان می تواند قابل قبول باشد؟ در ادامه تلاش می­کنیم پاسخ پرسش ­های فوق را با استفاده از آموزه های دینی، دیدگاه ­های اندیشمندان اسلامی و حقوق اساسی پیگیری کنیم. از دیدگاه اسلام آزادی بیان قلمروهای خاصی داشته و رعایت آنها الزامی است . این قلمرو ها  عبارتند از:

۱- ممنوعیت توهین به مقدسات

اگر هدف آزادی بیان را انتقال عقیده و تفکر به مخاطب در جهت رشد و ترقّی فرد و جامعه بدانیم، توهین به مقدسات دیگران و برخوردهای غیر منطقی، نه تنها کمکی به اثبات مدعا و مطلب نمی کند، بلکه تنفر، انزجار و  واکنش طرف مقابل را نیز در پی خواهد داشت.
بر همین اساس آموزه های اسلامی، مسلمانان را  از اهانت به مقدسات دیگران برحذر می دارد: «و لا تَسُبّوا الذين یدعونَ من دون الله...»؛ «کسانی را که غیر خدا دعوت می کنند (کافران)، دشنام ندهید زیرا آنها نیز همین کار را با خدای شما خواهند کرد.» حضرت علی(ع) وقتی در جنگ صفین شنید که یارانش، شامیان را دشنام می دهند فرمود: «من نمی­پسندم که شما در این پیکار دشنام دهید ولی اگر کردار زشت ایشان را وصف نمایید و رفتار ناروای­شان را یادآور شوید، بهتر و رساتر است.» اسلام توهین به مقدسات اسلامی را به هیچ عنوان، تحمل نمی­کند و برای توهین ­کننده، مجازات­های شدیدی را در نظر گرفته است. اهانت و توهین به آموزه ­های دینی یکی از محدودیتهای آزادی بیان، در آموزه ­های شیعه محسوب می­شود . اهانت و توهین به معنای عام است و به کلیه موارد توهین و اهانت اطلاق دارد و کیفیت شمول مصداقی توهین و اهانت را حاکم اسلامی تشخیص می­دهد. در آیات قرآن مکرّر درباره اهانت به آیات الهی از سوی مشرکان و کافران بحث شده و هربار به آنان وعده­ی عذاب الهى داده شده است و حتی در برخی از آیات خطاب به مسلمین می­فرماید که حفظ مقدسات دینی و عدم توهین به حدّی است که اگر شما در مجلسی بودید و مشاهده کردید که توهین و افترا صورت می گیرد، لازم است سریعاً آن مجلس را ترک کنید وگرنه شما نیز مثل آنان خواهید بود؛ «اذا سمعتم ایات الله یکفر بها و یستهزا بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوافی حدیث غیره انکم اذامثلهم».

عدم توهین و اهانت به مقدّسات تا حدّی است که قرآن خطاب به مؤمنان می گوید: «شما نباید به خدایان مشرکان، دشنام و ناسزا بگویید؛ چرا که آنان به خدای شما از روی جهالت و نادانی دشنام خواهند کرد: «ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوالله عدوا بغیر علم» در آموزه های شیعی کسی که به پیامبر(ص) و ائمه اهل بیت (ع) و حضرت فاطمه(س) که اصطلاحاً چهارده معصوم نامیده می شوند، اهانت و توهین بنماید نیز مثل اهانت خداوند و مقدسات دینی خواهد بود و جزای آن را خواهد داشت.

۲- ممنوعیت هتک افراد

حفظ آبرو، کرامت و حیثیت انسان­ها و پرهیز از هتک حرمت افراد جامعه یکی دیگر از محدودیت­ های آزادی بیان است. از منظر آموزه­ های اسلامی آبروی مسلمان و حتی کافر ذمی محترم بوده و پاسداری از آن لازم است. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: «هر کسی پرده ­ای از روی آبروی برادر خود بردارد، پرده­هایی از آتش او را فرا می­گیرد.»

۳- لزوم حفظ اصولی و موازین اخلاقی

زندگی اجتماعی به هنجارها و ارزش­های اخلاقی نیازمند است. از دیدگاه اسلام، انسان نمی تواند با نادیده گرفتن اصول و موازین اخلاقی و ارزش­های حاکم بر جامعه اسلامی به استیفای حقّ آزادی بیان بپردازد؛ بنابراین انتشار هر گونه مطلبی که اصول و موازین اخلاقی جامعه را خدشه­ دار کند یا با انتشار مطالب یا تصاویر خلاف عفت عمومی، به هنجارهای اخلاقی آسیب رساند، مخالف آزادی بیان است. از دیدگاه قرآن نمی­توان هر غذای فکری را به جامعه تزریق کرد: «ان الذین  یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم »؛ «کسانی که دوست دارند زشتی­ها را میان مؤمنان رواج دهند، برای آنان در دنیا و اخرت عذاب دردناکی است.»

4 - ممنوعیت توطئه و براندازی

یکی دیگر از محدودیت­ های آزادی بیان آن است که هیچ شهروندی در پرتو نشر و تبلیغ افکار فردی و حزبی، اغراض فاسد سیاسی را دنبال نکند و هوای براندازی نظام حکومتی را در سر نپروراند، وگرنه نظام اسلامی مجاز خواهد بود که از اظهارنظر و آزادی بیان این گونه افراد جلوگیری کند. ماجرای تخریب و سوزاندن مسجد ضرار به دستور پیامبر(ص) بر این استدلال مبتنی بود که گروهی، با اهداف توطئه­ گرانه قصد داشتند از این مسجد کمینگاهی برای کافران و نقطه نفوذی برای بیگانگان فراهم آورند: «و الذین اتخذوا مسجدا  ضرارا وَ كفرا وَ تفريقا بين المُؤمنينَ وَ إرصادا لمَن جارب الله وَ رَسولة من قبل وَ ليحلفن إن آردنا الا الحسنی »؛ «آنها که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان) و (تقویت) کفر و تفرقه ­افکنی میان مؤمنان و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش  مبارزه کرده بود، آن­ها سوگند یاد میکنند که جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشته ایم!» حضرت علی(ع) نیز در دوران حکومت خود، با دو گونه استفاده از آزادی بیان مواجه بود. عده ای از روی استفهام یا به خیال خود از روی خیرخواهی، به مواردی از سیاست­ها و عملکرد امام اعتراض داشتند و گروهی نیز با غرض ­ورزی و با مقاصدی شوم دست به این اقدام می زدند. آن امام بزرگوار در مقابل این اعتراضات، دو نوع برخورد متفاوت داشت؛ در بسیاری موارد که می­دید شخصی معترض، براثرجهل و غفلت و کوته­ نظری، زبان به انتقاد از آن حضرت گشوده است، تلاش می کرد نخست، سخن او را بشنود و آنگاه، با بیانی متین، مختصر و گاهی به طور مشروح، به اقناع او بپردازد و در پاره ­ای از اعتراضات هم که بوی توطئه و غرض ­ورزی به مشامش می رسید و برای او روشن بود که معترض، با سوال خود، قصد استفهام یا نظر خیرخواهی ندارد، بلکه می خواهد تحریک احساسات کرده و به تضعیف پایه ­های حکومت بپردازد، نه تنها به انتقاد و اعتراض او هیچ توجهی نمی­کرد؛ بلکه با شدیدترین و کوبنده­ترین سخن، با او برخورد کرده و آنگونه عرصه را بر او تنگ می کرد که مجال هر نوع تحرکی را از او سلب و او را از عمل خود پشیمان می ساخت. چنان­که به «برج بن مُسهر طائی»، آن هنگام که او صدای «لاحکم إلالله» بلند کرد، گفت: «اسکت! قبحک الله  یا أثرم ! فوالله! لقد ظهر الحق فكنت فيه ضئيلاً شخصك خفياً صوتك، حتى إذا نَعَرّ الباطل نجمت نجوم القرن الماعز»؛ «ای کسی که - در خرد، به قدری زشتی که گوییا- دندان های پیشت افتاده است، خاموش شو! خدا تو را زشت گرداند! به خدا سوگند! تو، وقتی که حق به میدان آمد و ظاهر شد، شخصی فرومایه و ضعیف بودی و صدایت پنهان بود، همین که باطل - سر برکشید و - فریاد کرد، مانند شاخ بز، آشکار شدی» در این صحنه، حضرت به جای پرداختن به پاسخ بی حاصل به او، تنها با کلماتی درشت و تحقیرآمیز و کوبنده، او را که توطئه­ گری از گروه خوارج بود، بر جای خود نشاند. توطئه ­های بعدی خوارج در براندازی حکومت اسلامی، برخورد قاطع و نظامی آن امام (ع) را به دنبال داشت.

5 - ضرورت حفظ نظام جامعه و قانون

حفظ نظام جامعه و پایبندی به قوانین ضرورتی دینی و عقلانی است؛ از این رو، در قلمرو آزادی بیان، هرنوع تخلّف از مقررات که حفظ امنیت، مصالح و منافع جامعه اسلامی به گونه­ ای بر آن استوار است، ممنوع می باشد. محدودیت آزادی شهروندان در برابر مقررات، ویژه­ ی حکومت اسلامی نیست، بلکه مورد تأکید فراوان همه نظام ­های حکومتی جهان است؛ بنابراین در دین اسلام و فقه اسلامی، هیچ­گاه دیدگاه آزادی مطلق وجود نداشته است. آزادی مطلق بایستی در دیدگاه غربی مورد مطالعه واقع شود. در اسلام ممنوعیت­ هایی برای حقوق و آزادی های عمومی لحاظ شده است. به این جهت که هر نوع حق با تکلیف همراه است و پیوند عمیقی با تکلیف دارد. حق و تکلیف دو مفهومی هستند که بایستی به آ­ن­ها توأمان نگریسته شود. چنانچه کسی حقی دارد اولاً دیگران تکلیف به رعایت حقوق وی دارند و ثانیاً صاحب حق نیز تکلیف به رعایت حقوق دیگران دارد؛ بنابراین در اسلام بسیاری از محدودیت­ها ناظر بر این چنین ملاحظاتی هستند که ملاحظات به جایی هستند. در دیدگاه اسلامی آزادی بیان بدون وجود محدودیت معنایی ندارد. توهین و افترا و همچنین نقض حقوق خصوصی دیگران از جمله محدودیت­ های ناظر بر حق آزادی بیان هستند. در اسلام مقدسات دینی یکی از محدودیت­های اصلی حق آزادی بیان محسوب می شود. آزادی بیان به عنوان کلیدی ­ترین حقوق و آزادی ­های عمومی چنانچه مطلق باشد می­تواند ناقض اصلی همین حق باشد و به فاسدی جدّی برای حقوق دیگران تبدیل شود. قانون اساسی جمهوری اسلامی براساس مبانی و آموزه های مترقّی اسلام «آزادی و کرامت بنای بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته و راه رشد و تکامل انسان را می گشاید» و در اصول متعدد آزادی بیان را به رسمیت شناخته و به ضوابط و قلمرو آن پرداخته است. در اصل سوم یکی از وظایف دولت «تأمین آزادی­های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون» برشمرده است همچنین در اصل نهم اشاره شده است: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است، هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»

در اصل بیست و چهارم نیز اشاره شده است: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخلّ مبانی اسلام یا حقوقی عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می کند.»

اصل ۲۶ در خصوص فعالیت های احزاب و جمعیت­ها بیان می­کند: «احزاب، جمعیت­ها، انجمن­ های اسلامی و صنفی و انجمن­ های اسلامی یا اقلیت­ های دینی شناخته شده آزادند، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نکنند هیچ کس را نمی­توان از شرکت در آن­ها منع کرد یا به شرکت در یکی از آن­ها مجبور ساخت.»

اصل ۲۷ در مقام بیان محدودیت­ها ناظر بر این حقوق و آزادی اشاره می کند: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخلّ به مبانی اسلام نباشد آزاد است.»

اصل ۱۷۵ بیان می کند: «در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد.»

علاوه بر قانون اساسی بر اساس ماده ۲۲ اعلامیه اسلامی حقوق بشر نیز آزادی بیان به این حدود مقید شده است:

1- مغایر نبودن با اصول و ضوابط شریعت اسلامی،

۲- عدم اهانت و حمله به مقدسات اسلامی و کرامت انبیا (ع ).

۳- عدم اخلال در ارزش ­ها.

۴ - برهم نزدن ثبات جامعه و ایجاد نکردن تشتّت در جامعه.

۵ - عدم تزلزل در اعتقادات.

۶ - برانگیخته نساختن احساسات قومی و نژادی.

بنابراین اصل آزادی بیان، هم در اسلام و هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی محترم است؛ البته این اصلی دارای حدود و شرایطی است که رعایت آنها لازم است زیرا اگر آزادی بیان به این معنا باشد که هر کسی هر چه را صلاح دید، در جامعه مطرح کند، اعم از اینکه به حال جامعه مفید باشد یا مضر یا سبب گمراهی، فساد، تباهی اخلاق، فتنه و آشوب شود، چنین آزادی بیانی قطعاً به زیان بشر است.

فصل چهارم- محدودیت­های آزادی بیان در دیدگاه غربی و بین المللی

محدودیتهای آزادی بیان از منظر اندیشمندان غربی

اندیشمندان غربی درباره حدود و قلمرو آزادی بیان بر دو دسته ­اند:

۱ - آزادی مطلق

عدّه­ ای بر این ایده ­اند که آزادی بیان، مطلق و بدون قید و شرط است. به نظر آنان ضررهای ناشی از محدودیت آزادی بیان، به مراتب بیشتر از مفسده ­ای است که در آزادی کامل بیان وجود دارد و «چون بشر آزاد آفریده شد، پس در عرصه سیاست هم آزاد مطلق است!» «روسو»، متفکر مشهور فرانسوی میگوید: «همه افراد بشر مساوی آفریده شده اند... کسی که از آزادی صرف نظر کند از مقام آدمیت، از حقوق و حتی از وظایف بشری صرف نظر کرده و هیچ چیزی نمی­تواند این خسارت را جبران نماید.» او می گوید : «طبیعت، انسان را آزاد افریده ولی جامعه به بند گردانیده است. طبیعت، انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او را بدبخت و بیچاره کرده است.» همچنین ماده ۹۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می دارد: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از  داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و  در کسب اطلاعات و  افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»

طرفداران این دیدگاه میان آزادی فلسفی با آزادی سیاسی خلط نموده و از این موضوع مهم غافلند که در آدمی تنها عقل حاکم نیست، بلکه هواهای نفسانی نیز وجود دارد که اگر مراقبت نشود عقل به راحتی تسلیم توفان سهمگین خواهش های نفسانی و اسیر خود خواهی­ ها و زیاده طلبی­ ها می گردد. تجربه نشان داده است آزادی مطلق نه تنها ابتلاها و نارسایی ­های فراوان برای بشر به ارمغان آورده، بلکه ارزش و شخصیت انسان­ها را نیز مسخ کرده است. وانگهی اشکال مهم نظریه فوق این است که «از یک طرف می گویند فکر و عقل بشر باید آزاد باشد و از طرف دیگر می گویند عقیده هم باید آزاد باشد؛ بت ­پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد... هر کس هر چه را که می­پرستد، هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد و حال آنکه این گونه عقاید ضد آزادی فکر است، همین عقاید است که دست و پای فکر را می بندد .... خود اعلامیه حقوق بشر همین اشتباه کرده است. اساس فکر را این قرار داده است که حیثیت انسانی محترم است. بشر از آن جهت که بشر است محترم است. (ما هم قبول  داریم) چون بشر محترم است، پس  هر چه را خودش برای خودش انتخاب کرده محترم است؟ عجبا! ممکن است بشر برای خودش زنجیر انتخاب کند و به دست و پای خودش ببندد. لازمه محترم شمردن بشر چیست؟ آیا این است که ما بشر را هدایت کنیم در راه ترقی و تکامل یا این است که بگوییم آقا! چون تو انسان هستی، تو اختیار داری، هر چه را که خودت برای خودت بپسندی من هم... برایش احترام  قائلم  ولو آن را قبول ندارم و میدانم که دروغ و خرافه است و هزار عوارض بد دارد...» بنابر این گفته ­ها که بسیار دقیق هستند نمی توان آزادی بیان را مطلق پنداشت. نمی توان گفت انسان آزاد است پس هر زنجیری را به دست و پایش ببندد و ما هم به او احترام بگذاریم. به نظر می رسد آزادی بیان نمی­تواند بدون محدودیت واگذار شود. در نظام فعلی بین ­المللی هم آزادی بیان مطلق فرض نشده است. تنها بحث در آن است که محدودیت­ های آزادی بیان حداقلی باشند یا حداکثری. در نظام حقوقی غربی و بین المللی در حال حاضر تلاش می شود که آزادی بیان با محدودیت های حداقلی مورد احترام باشد.

2 – آزادی قانونمند

عده­ ای از متفکران غربی معتقدند آزادی بیان باید مشروط و مقید باشد زیرا آزادی مطلق بیان به تخریب جوامع و فرهنگ ­ها خواهد انجامید. برای نمونه «جان استوارت میل» با تأکید بر رعایت شرایط آزادی بیان می­گوید: «کسی نگفته است که اعمال باید به اندازه عقاید آزاد باشد، به عکس وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز می گردد، چنان باشد که اظهار عقیده را به صورت نوعی (تحریک) برای انجام کاری مخلّ مصالح مشروع دیگران در آورد، آن ­وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می دهد.» «منتسکیو»، دانشمند فرانسوی در کتاب روح القوانین می نویسد: «آزادی به انجام هر کاری که قانون اجازه داده است، می گویند.» «اگر شهروندی کاری کند که قوانین قدغن کرده ­اند دیگر آزادی ندارد زیرا هم نوعان یا همه دیگر شهروندان نیز همین اختیار را خواهند داشت.» برابر این دیدگاه آن­گونه تلاش­ ها و تکاپوهای سیاسی آزاد است که قانون مجاز بداند و در هر حرکت و تلاش که بر خلاف قانون باشد، آزادی نیست. «اسپیونوزا» نیز در رساله مذهبی - سیاسی خویش میگوید: «شهروندان می توانند حق داوری کردن و بیان آشکار داوری­های خویش را به شرط آنکه معارض با صلح نباشد، حفظ کنند.» «موریس دوورژه» درباره چهارچوب «آزادی» در دموکراسی مینویسد: «آیا با اعطای آزادی  به دشمنان ازادی، به آن­ها اجازه داده نمی شود که آزادی را در هم بکوبند. دموکراسی به مخالفان خود اجازه بیان عقایدشان را می­دهد ولی تا وقتی که این کار را در چارچوب روش های دموکراتیک انجام دهند.» ماده ۴ اعلامیه حقوق بشر مصوب 126 اوت 1789 میلادی  آزادی را چنین تعریف می نماید: «آزادی عبارت است از قدرت انجام هر­گونه عملی که به دیگری لطمه وارد نیاورد.» در متن اعلامیه «حقوق بشر فرانسه» نیز آزادی از اطلاق افتاده و مقید به حدود قانونی شده است: «آزادی آگاهی از افکار و عقاید از گران بهاترین حقوق بشر است؛ بنابراین هر یک از افراد کشور، می توانند آزادانه هر چه می خواهند بگویند، بنویسند و به چاپ برسانند؛ مگر مواردی که قانون معین کرده باشد. در آن صورت تجاوز از آزادی مزبور، مستلزم مسئولیت خواهد بود.»
همچنین بخش ۷۷ قانون اساسی دانمارک در تعریف آزادی بیان می گوید: «هر شخصی حق دارد ایده و نظر خود را منتشر کند، بنویسید و بگوید؛ مشروط بر آنکه بتواند در دادگاه پاسخگو باشد.» و ماده ۱۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی مصوب 1966 میلای مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز، با آن­که آزادی بیان را به رسمیت  شــــناخته ولی به دولتها اجازه داده است از  طریق قانونی آزادی رسانه ­های گروهی را محدود کنند. در ماده ۱۸ میثاقی بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در بند ۳ آمده است: «آزادی ابراز مذاهب یا معتقدات را نمی­توان تابع محدودیت­هایی کرد، مگر آن چه منحصراً به موجب قانون پیش بینی شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی­های اساسی دیگران ضرورت داشته باشد.» نویسنده کتاب آزادی­های عمومی و حقوق بشر معتقد است آن­جا که فکر  جنبه مجرمانه به خود بگیرد؛ یعنی مخلّ نظم عمومی امنیت ملّی، اخلاق حسنه و حقوق و آزادی های دیگران شود، مطلقاً قابل تحمّل و در خور احترام نخواهد بود.

بر این اساس می توان گفت آزادی بیان در حقوق بشر غرب محدود به دو شرط است:

۱- منافات نداشتن با احترام به حقوق و حیثیت افراد.

۲- منافات نداشتن با حفظ امنیت ملی،  نظم سلامت و اخلاق عمومی.

بنابراین هیچ منطقی، ازادی لجام گسیخته و بدون حد و مرز را در هیچ عرصه ای - از جمله در عرصه «بیان» و امثال آن - تأیید نمی کند؛ لیکن آنچه در اینجا مهم است اصول و  ارزش ­هایی است که می تواند دایره آزادی­ها را محدود کند و در این عرصه، بین اندیشه اسلامی و تفکر لیبرالی تفاوت بسیار است.

محدودیت­های ناظر بر آزادی بیان در کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در بند دوم از ماده ۱۰ این کنوانسيون آمده است: «امنیت ملّی، تمامیت ارضی یا ایمنی عمومی، حفاظت از سلامتی و اخلاقیات مردم، حمایت از آبرو یا حقوق سایرین، جلوگیری از افشای اطلاعات محرمانه یا حفظ اقتدار و بی طرفی دستگاه قضاوت.»

و اما در بند دوم ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر به محدودیت­ها و سایر قیود برای آزادی بیان پرداخته می شود، این بند مقرر می دارد: «اعمال این آزادی­ها، از آنجا که با خود وظایف و مسئولیت­هایی را به همراه دارند، ممکن است نیازمند تشریفات، شرایط، محدودیت ها یا مجازات­ هایی باشند که توسط قانون مقرر شده و در یک جامعه مردم سالار به منظور حفظ منافع امنیت جلوگیری از افشای اطلاعات محرمانه یا حفظ اقتدار و بی طرفی دستگاه قضاوت لازم و ضروری هستند.»

کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، ذیل عنوان آزادی فکر و بیان در خصوص محدودیت های آزادی بیان مقرر میدارد:
«۱ - هر کسی از حق آزادی فکر و بیان برخوردار است، این حق مشتمل بر آزادی جستجو، دریافت و رساندن اطلاعات و عقاید از هر نوع بدون توجه به محدوده مرزی، چه به صورت شفاهی، نوشتاری، چاپی، به شکل هنر یا به هر وسیله دیگر به انتخاب افراد  است . ۲- اعمال حقوق مصرّح در بند قبل، بلکه بایستی مشروط به تحمیل الزامات متعاقب گردد که صریحاً به وسیله قانون پیش بینی شده و تا حدودی برای تضمین

 الف) احترام به حقوق و حیثیت دیگران، ب) حمایت از امنیت ملی، نظم عمومی رفاه همگانی و اخلاق ضرورت داشته باشد.

۳- حق آزادی بیان نبایستی با روش ­ها و  ابزار­های غیر مستقیم نظیر سوء استفاده حکومت یا کنترل­های خصوصی بر روزنامه، رادیو، نوسان امواج رادیویی یا تجهیزات استفاده شده در اشاعه اطلاعات یا به هر وسیله دیگر برای منع ارتباطات و جریان آزاد اطلاعات و اندیشه­ها، ممنوع گردد. ۴- علی رغم مقررات بند دوم، تفریحات عمومی سانسورهای ابتدایی تنها به منظور حفظ و حمایت از اخلاق کودکان و نوجوانان در دسترسی به آنها گردد. ۵- هرگونه تبلیغ برای جنگ و هر نوع حمایت از ملیت، نژاد و تنفر مذهبی که منجر به ترغیب به خشونت غیرقانونی یا هر نوع عمل غیرقانونی مشابه بر ضد هر شخص یا گروهی از اشخاص اعم از جنس آنها، رنگ، مذهب، زبان یا اصالت ملی گردد، بایستی به عنوان جرم قابل مجازات به  وسیله قانون تلقی گردد.»

در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران و همچنین نظام اروپایی و بین­ المللی محدودیت­های بسیاری به چشم می­خورد این محدودیت­ها علیرغــم تفاوت­های بسیار، مشابهت­ های اندکی نیز دارند. حقوق ایران و دین اسلام را یک سوی مقایسه و کنوانســــيون اروپایی حقوق بشــــر را سوى دیگر مدّ نظر داریم، تنها مواردی همچون تمامیت ارضی و حفظ اقتدار و بی­ طرفی دستگاه قضاوت هستند که در کنوانسیون اروپایی حقوق بشر قید شده ­اند. نکته دیگر، تفاوت مفاهیم مقرر در کنوانسیون اروپایی حقوق بشر است با حقوق ایران و دین اسلام و بارزترین وجه آن نیز مسئله اخلاقیات مردم است. اول آن­که در این کنوانسیون ایجاد خلل به دین خاصی اشاره نگردیده است یا حتی به صورت کلی به ادیان موجود در اروپا و همین مسأله امر توهین به مقدسات سایر ادیان را مسکوت می گذارد و آن را نمی توان به طور محتوم تحت عنوان حفاظت از اخلاقیات مردم محدود کرد؛ لذا امری که امروزه شاهد آن هستیم که در برخی کشورهای اروپایی به مقدسات اسلام و مسیحیت و یهودیت و هر دین دیگری توهین می­شود و مقابله­ای با این موضوع را شاهد نیستیم که تحت عنوان حفاظت از اخلاقیات پیشگیری شود و از سوی دیگر اشخاص توهین کنند. به اسودگی و با استناد به حق آزادی بیان به این دست اعمال می پردازند، در حالی که حمایت از حقوق سایرین و حفاظت از اخلاقیات مردم اقتضای این را دارد که نسبت به هیچ دینی توهین  روا نباشد، کما این که حضرت علی(ع) به یاران خویش فرموده اند: «روا نیست حتی به بدترین دشمنان خویشتن نیز توهین نمایید و ناسزا بگویید.»

در نهایت می­بایست اشعار داشت که این نکته بدیهی است که نفس زندگی اجتماعی و وجود حکومت­ها و نهادهای مختلف قانونی به منزله پذیرش نظم و قاعده و چارچوب از سوی حاکمان و مردم و بالمآل محدود شدن هر دو آنان است؛ لذا مسئله و امر اعمال محدودیت بر حق آزادی بیان نه تنها در دین اسلام و نظام حقوقی ایران امری پذیرفته شده و مسلّم است و در فعال ترین داد گاه حقوق بشری؛ یعنی دادگاه اروپایی حقوق بشر و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نیز این محدودیت ­ها اعمال می شوند. در کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر البته به همان صورتی که اشاره شد و محدودیت­ ها ناظر بر آزادی فکر و بیان ذکر شد، اشاره به مذهب، نژاد و ... شده است. به هر حال عدم توهین به مقدسات چه بر اساس یک اصل عقلی و چه بر اساس یک اصل مذهبی امری مذموم و ناپسند است؛ البته در نظام حقوقی آمریکا و اروپایی تاکنون توهین­های بسیاری نسبت به دین اسلام روا داشته شده است. نه تنها دین اسلام بلکه درباره دین مسیحیت نیز چنین رفتارهایی دیده شده و آنتی­کریست­ها یا ضد مسیح­ها با علامت صلیب برعکس در بسیاری از کشورها شناخته شده هستند.

پرونده­ های متناقض در باب آزادی بیان

پرونده ­های مربوط به دادگاه اروپایی حقوق بشر پیرامون آزادی بیان

در رأی مورخ 12  نوامبر 2013 میلادی از دادگاه اروپایی حقوق بشر به شماره دادخواست 07/25330  به نام پرونده  Joks AS V. Lithuania آقای آلویداس جاکساس علیه دولت لیتوانی طرح شکایت کرده است که آزادی بیان ایشان نقض شده است. او در دادخواست خود به حقّ اساسی و بنیادین آزادی بیان اشاره می کند. زیرا ارتش لیتوانی ایشان را به دلیل برخی اظهارات .عمومی اش محکوم کرده بود.

شرح پرونده به این صورت است که آقای جاکساس در سال های گوناگون به خدمت ارتش درآمده است و  در سال 2006 میلادی، وی علیه قانون انتظامی ارتش مطلبی انتقادی در روزنامه قلم می­ زند و نقدهای زیادی را بر این قانون وارد می­کند و از ریاست جمهوری می­خواهد که این قانون را وتو نماید. در ادامه روند این پرونده در این سالها افراد دیگری نیز علیه قوانين مختلف مطالب انتقادی نوشـــــته اند که در متن پرونده موجود است. در این  پرونده استناد می شود به ماده ۲۱ قانون عمومی خدمتگزاران که بند سوم همین ماده اشاره می کند: «خدمتگزاران عمومی (ظاهراً مقصود ارتشی­هاست) می بایست از آزادی­ های تضمین شده در قانون اساسی لیتوانی بهره ببرند و در ذیل این بند قید شده است که این آزادی­ها و آزادی بیان ممکن است محدود شده باشند به وسیله قوانین و مقررات داخلی تا حدّی که برای اجرای وظایف خدمتگزاران عمومی ضروری باشد و نظم و انتظام ارتش را نیز تأمین نماید.»

و این همان محدودیت آزادی بیان است به بهانه نظم عمومی و امنیت ملی؛ یعنی انتقادات آقای جاکساس برخلاف امنیت ملی و نظام ارتش کشور لیتوانی بوده است و این از جانب کشور لیتوانی یک محدودیت تلقی میشده است.

پیرامون این محدودیت ­ها در رأی مورخ ۵ نوامبر ۲0۱۳ میلادی به شماره دادخواست  06/18310 به نام پرونـــــده پائوليوکين پائولیوکاس علیه کشور لیتوانی قید می شود که این صحیح است که آزادی بیان مشمول استثنائاتی است اما این استثنائات بایستی در هر حال اولاً مضیق تفسیر شوند و همچنین نیاز به هرگونه محدودیتی بایستی به نحو متقاعد کننده­ای ضروری باشد.

در پرونــــده پوپوفســـکی علیه جمهوری مقدونیه (یوگسلاوی سابق) رأیی در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی به شماره دادخواست  07/ 12316 از دادگاه اروپایی حقوق بشر صادر گردیده است که در این رأی به نقض حقوق سایر افراد اشاره شده است. به عنوان یک محدودیت برای آزادی بیان، در این پرونده صریحاً اشاره شده است به حفظ آبرو و حفظ حقوق دیگران به عنوان محدودیت بر مسیر حق آزادی بیان که در واقع می توان گفت از جمله به حق ­ترین محدودیت­ها نیز همین مسأله است زیرا ما انسان­ها نمی­توانیم به بهانه برخورداری از حقّ آزادی بیان، حقوق دیگران را نقض کنیم یا با آبروی اشخاص بازی کنیم.

در این آراء و در بسیاری پرونده ­های دیگر که در دادگاه اروپایی حقوق بشر مطرح گردیده ­اند، خواهان و حتی قضات دادگاه مکرراً به پاراگراف ۲ ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر استناد می­کنند که محدودیت ­ها را مطابق قانون می­داند و مشخص کرده است که چه محدودیت هایی متحمل هستند.

در رأی مورخ ۸ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی به شماره دادخواست 07/ 28255 در پرونده کامهوریت واکفی و دیگران علیه کشور ترکیه، در متن رأی و پرونده هنگامی که به قوانین داخلی مربوطه به آزادی بیان اشاره می­گردد، ماده ۲۶ قانون اساسی ترکیه مورد اشعار و توجه است که به حفاظت از حقوق و آبروی دیگران و حفاظت از زندگی خصوصی و خانوادگی دیگران اشاره می­کند که پیشتر نیز راجع به این نوع از محدودیت، پرونده­ای را ذکر کردیم لیکن آن­چه شایان توجه است در این پرونده عبارت کارکرد مناسب قوه قضائیه است که در ماده ۲۶ ذکر گردیده است و می توان آن را معادل بیطرفی و حفظ اقتدار قوه قضائیه دانست که در  پاراگراف دوم ماده ۱۰ کنوانســــيون اروپایی حقوق بشر به آن اشاره شده است. در رأیی دیگر مورخ ۱۹ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی به شماره دادخواست 09/ 23160  در پرونده استوجانویچ علیه کشور کرواسی که در بخش قوانین مربوط به داخل کشور مربوطه، به ماده ۱۹ قانون اساسی کرواسی اشاره می شود که به محدودیت­های آزادی عمومی و آزادی بیان می پردازد و اشاره می کند که: «حقوق و آزادی­ ها ممکن است محدود باشند تنها به­ وسیله و به موجب قانون به منظور حمایت از حقوق و آزادی­ های دیگران یا نظام قانونی یا اخلاق عمومی یا سلامت عمومی که این دو مورد اخیر مورد توجه ماست.»

به هر حال در آرای گوناگون دادگاه اروپایی حقوق بشر به مسئله آزادی بیان و محدودیت­ های موجود بر آن اهمیت داده شده است و همان­طور که پیشتر نیز اشاره شده به صورت مکرّر به پاراگراف دوم ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر اشاره شده است و می توان موضع دادگاه اروپایی حقوق بشر را راجع به این محدودیت­ ها موضعی صحیح و مثبت بر شمرد، چرا که مطالعه بر حدود بیش از ۲۰ پرونده که در ماه­های نوامبر، اکتبر و مارس در سال  ۲۰۱۳ میلادی به رأی رسیده­ اند نشان از آن دارد که دادگاه اروپایی حقوق بشر تأکید فراوان دارد بر نصّ صریح کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و هیچ محدودیتی را که خارج از آن چهارچوب باشد، هرگز نمی­ پذیرد. از سوی دیگر موضع صحیح­تر دادگاه اروپایی حقوق بشر در این رابطه آن است که قضات دادگاه خود را موظف و مکلف می دانند که موارد مذکور در ماده ۱۰ کنوانسیون را نیز تفسیر مضیق نمایند و در برخی آراء اشاره شده است که درست است که مسئله مثلا مخالف نظام عمومی بودن یا مخالف امنیت ملی و ... بودن بر عهده مقامات و مأموران دولتی است اما در نهایت این قضات هستند که بایستی تشخیص دهند که این موضوع از محدودیت های حاکم بر مفهوم آزادی بیان بوده است یا خیر؟ لذا وقتی قضات کشورهای اروپایی به نیکی این مسئله را تشخیص  ندهند بدیهی است که قضات برجسته دادگاه اروپایی حقوق بشر با تفسیر مضیق این موارد محدود کننده از حقوق اشخاص و افراد دفاع می کنند؛ لذا هر گاه برای قضات اعم از قضات داخلی و قضات دادگاه اروپایی حقوق بشر این تردید ایجاد گردد که مسئله الف یا ب جزء گستره امنیت ملّی یا نظم عمومی یا اخلاقیات مردم یا حقوقی سایرین یا... هستند یا خیر، بنا را بر این مسئله می گذارند که این طور نیست و به اصطلاح حقوقدانان این موضوع را مضیق تفسیر می­کنند که البته بسیار نیز وجیه و مطلوب است چرا که مسئله آزادی بیان و حق بر آزادی بیان از بنیادی ترین آزادی های عمومی و فردی محسوب می گردد؛ لذا بایستی از تضییق بیش از حد و غیر ضروری آن جلوگیری و حتی پیشگیری کرد. دادگاه اروپایی حقوق بشر با گسترش این رویکرد و ترویج آن به حفظ و صیانت از حق آزادی بیان بیش از پیش کمک می کند.

نتیجه گیری

به عنوان نتیجه می­توان گفت آزادی بیان و مفهوم آن، مفهومی است بسیار مهم که شایسته است محدودیت ­های ناظر بر این مفهوم به صورت کاملاً مشخص در حقوق ایران معین گردند تا مصادیق این حدود در پرتو اسلام محقق گردد، مسئله اساسی آن است که دین اسلام به نیکی و  با مداقه این محدودیت­ها را بیان کرده است و بدون تشبیه کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نیز در بند ۲ ماده ۱۰ خود به نیکی به مصادیق و محدودیت­های ناظر بر حق آزادی بیان پرداخته است، لیکن مسئله و مفهوم اخلاقیات مردم که پیشتر نیز به آن اشاره شد، نیازمند تبیین و تعین حقوق سایرین و حفظ اخلاقیات در جوامع اروپایی تدابیری دقیق و مشخص پیرامون این مطلب اتخاذ گردد تا دیگر شاهد اهانت به مقدسات پیروان تمامی ادیان نباشیم و ضد مسیحیان به مسیحیت و ضد یهودیان به یهودیت اهانتی نکنند و ضد مسلمانان نیز به دین اسلام اهانتی ننمایند. به هر حال تمامی ادیان محترم هستند و اهانت به مقدسات را می توان به عنوان مهمترین محدودیت آزادی بیان عنوان داشت؛ امری که در کنوانســيون و دادگاه اروپایی حقوق بشر آن­چنان که بایسته و شایسته می نماید بدان توجه نمی­گردد، لیکن از سوی دیگر در دین اسلام اولین و بارزترین مصداق همان ممنوعیت توهین به مقدسات بود که پیش تر نیز اشاره کردیم که مقصود از مقدسات، تمام ادیان الهی است نه صرف یک دین مانند اسلام یا هر دین دیگر، پس امری که اروپاییان کمتر بدان توجه کرده ­اند، دین اسلام بر آن موضوع بیشتر تاکید کرده و این امر به درستی صورت پذیرفته است. در میان دایره مورد بررسی در مطالب ما می توان اظهار کرد که دین اسلام و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر به بیان مصادیق پرداخته­ اند لیکن از این میان حقوق ایران و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حاوی ایراداتی است که به آنها اشاره کردیم، مانند این که در اصل ۲۴ قانون اساسی ایران صرفاً به آزادی مطبوعات که بخشی از آزادی بیان محسوب می گردد، پرداخته شده است در حالی که ضرورت اقتضا دارد که امر مهمی چون آزادی بیان به درستی و در اصلی جداگانه بیان گردد. ایراد بعدی آن­که محدودیت­ های ناظر بر آزادی بیان (که البته در قانون اساسی همان آزادی مطبوعات و نشریات آمده که محدودتر است) نیز به صورت کلّی بیان شده اند، در حالی که جهت اجتناب و خودداری و همچنین پیشگیری از سوءاستفاده­ هایی احتمالی توقع آن است که مصادیق دقیق مخلّ به مبانی اسلام و مخلّ به حقوق عمومی دقیقاً برشمرده شوند و مبنا و ضابطه تشخیصی نیز به دست داده شود تا با ضابطه­ ای معین و عینی بدانیم که این محدودیت­ها به چه صورت هستند و در چه مواقعی اعمالی می­گردند.
در واقع به بیانی شیواتر بایستی گفت، با توجه به اصل آزادی افراد و اشخاص و اصل برخورداری از حقوق بنیادین بشر و بسیاری اصول حمایت­ کننده دیگر در مواقع ایجاد شک در رابطه با اعمال محدودیت بایستی اصل را بر عدم محدودیت گذاشت؛ یعنی هر گاه شک کردیم که آیا معیار الف محدودیتی برای آزادی بیان است یا خیر؟ حکم می کنیم که محدودیتی نیست لیکن اگر دلایلی متقن و استوار برای امری وجود داشته باشد در این حالت معیار الف را به عنوان یک محدودیت عنوان می کنیم؛ بنابراین استدلال، ضرورت تعیین و تشخص معیارهای اعمال محدودیت­ های آزادی بیان ، بیش از پیش احساس می­ گردد.

نویسنده: محمد مهاجری
کارشناسی ارشد حقوق عمومی

 

 

 

 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :
نمایش همه
علاقه مندی ها ()