مجموع : 0 تومان
دانلودی انتخاب نشده است

دانلود مقاله ملاقات طفل و حضانت

10 / 10
از 1 کاربر

پایگاه دانلود مقاله های حقوقی

Rightspaper.com

مقاله ای که پیش روی شماست با عنوان "ملاقات طفل و حضانت" با هدف پاسخگویی به سوالات شما در زمینه حضات، نحوه ملاقات والدین با فرزند خود بعد ازطلاق به صورت رایگان جهت مطالعه قرار داده شده است. پایگاه دانلود مقاله های حقوقی در تلاش است که مطالب مفید، کاربردی و آنچه که رافع نیاز های حقوقی شما میباشد را در قالب مقاله ارائه کند. موضوع حضانت فرزندان پس از طلاق و کم و کیف آن جزء موضوعاتی است که همواره مورد مناقشه است. بنابراین  در این مقاله سعی شده است کلیه مطالبی که در این موضوع میگنجد مورد بررسی قرار بگیرد تا حداکثر رضایت خوانندگان را فراهم کند. شما پس از مطالعه میتوانید این مقاله را به صورت رایگان دریافت نمایید. لینک دانلود مقاله در انتهای مقاله قرار داده شده است. تیم حقوقی پایگاه دانلود مقاله های حقوقی  پاسخگوی سوالات شما در رابطه با موضوع حضانت و سایر موضوعات قضایی میباشد.

مقاله ملاقات طفل و حضانت

نویسنده مقاله: منیره حکمت پناه

این مقاله در مجله فلسفه و کلام علامه در پاییز 1384 شماره 7 از صفحه 1 تا 14 به چاپ رسید.

 این مقاله هم اکنون با کمی دخل و تصرف در این پایگاه ارائه میشود.

چکیده

حضانت نگهداری و تربیت اطفال است به گونه ای که صحت جسمانی و تربیت وی با توجه به نیازمندیهای حال و آینده او، و وضع و موقعیت والدین طفل تأمین میگردد. مسأله حضانت و اولویت هریک از پدر و مادر برای نگهداری و سرپرستی و ملاقات آنان با طفل زمانی مطرح است که آنها از هم جدا میشوند.با طلاق والدین در صورت توافق آنها طفل به یکی از آنها واگذار میگردد.
اکنون در این مقاله قصد داریم به این پرسشها پاسخ دهیم که اگر والدین در خصوص حضانت طفل به توافق نرسند قانون حضانت طفل را برعهده پدر قرار میدهد یا مادر؟ این حضانت قانونی چه زمانی به پایان میرسد؟ آیا هریک از  والدینی که حضانت برعهده او  نیست میتواند طفل را ملاقات کند؟

کلمات کلیدی: حضانت، طلاق،  حق ملاقات طفل، تکلیف

مقدمه
حضانت یکی از مسائل مهم فقهی حقوقی و اجتماعی است که اجرای درست یا نادرست آن در آینده کودکان تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا کودکان به نگهداری، تعلیم، تربیت و حراست خاصی نیازمندند و تا زمانی که والدین زندگی مشترک را با هم ادامه می دهند برای کودکان مشکل خاصی وجود ندارد بلکه مشکلات اصلی، اضطراب و دلنگرانیها بعد از طلاق و جدایی مطرح میشود. مساله حضانت نیز جز مسائلی است که بلافاصله بعد از طلاق والدین مطرح میشود. پس از حل و فصل موضوع حضانت، بحث ملاقات طفل توسط یکی از والدین که دور از فرزند زندگی میکند پیش می آید و همچنان مشکلات و مصائب طلاق ادامه پیدا میکنددر ابتدای این مقاله قبل از بیان هر مطلبی لازم می بینم این نکته مهم را یادآور شوم که شرکای زندگی مشترک در صورت عدم تفاهم یا وجود هرگونه اختلاف غیرقابل حل در مورد ادامه زندگی نهایت دقت را به خرج دهند تا در اثر ادامه چنین زندگیهای بی تفاهم و ناهنجار، کودکان بیگناه قربانی لجبازی های آنها نشوند؛ زیرا در اکثر موارد، تفاهم  یا عدم آن در اوایل زندگی مشترک (بنا به گفته روانشناسان سه ماه بعد از عقد) مشخص میشود و کسانی که معتقدند با ادامه این چنین زندگی یا تلاش برای تغییر دادن خمیرمایه فطری و اخلاقی طرف مقابل یا به وجود آمدن فرزندی،  خلق و خوی ناهنجار یکی از طرفین برطرف میگردد سخت در اشتباهند، زیرا که در این مورد پیامبر مکرم اسلام (ص) می فرمایند: اذا سمعتم بجبل زال عن مکانه فصدقوا و اذا سمعتم برجل زال عن خلقه فلا تصدقوا فانه یصیر الی ما جبل علیه؛ یعنی اگر شنیدید کوهی از جای خود تکان خورد باور کنید و اگر شنیدید کسی از خوی خویش دست برداشته است باور نکنید؛ زیرا عاقبت به فطرت خویش برمیگردد.) نهج الفصاحه، حدیث 215، ص 195پس مطابق عقل سلیم نباید چنین زندگی غیرکفوی را ادامه داد. اگر قربانیان آن (کودکان) در آینده مرتکب گناهان یا خلافکاریهایی شوند، حتما والدین نیز بی تقصیر نخواهند بود.

معنای لغوی و اصطلاحی حضانت

حضانت از ریشه حضن به معنای دامن است که کنایه از پرورش دادن کودک، یا پروردن است. معادل فارسی آن پهلوست که قسمت زیر بغل تا برآمدگی لگن را گویند که به معنای نگهداری چیزی است. اما حضات در اصطلاح فقها عبارت است از حق نگهداری و سرپرستی طفل، که به شخصی واگذار میشود. پس حضانت اطفال به معنای حقوق و تکالیفی است که مشترکاً برعهده پدر و مادر گذاشته شده است و اصل این حقوق و تکالیف شامل دو قسمت میشود:

الف) برآوردن نیازهای مادی (تهیه غذا، لباس، بهداشت و مسکن و ..........)
ب) برآوردن نیازهای معنوی (تأمین بهداشت روحی و روانی، تحصیل، تربیت، آموزش تجربه های مفید برای زندگی و ......... )

مشخص است بدون این مراقبتهای ویژه، ادامه زندگی برای کودک بسیار سخت خواهد بود؛ چون که کودک موجود ضعیف، ظریف و شکننده ای است که نیازمند حفاظت قوی والدین است و با توجه به دوران خاص کودکی، اقتضای خاصی را می طلبد که اصل آن نگاهداشت مصالح کودک است.

حضانت از دیدگاه قانون

مسئله حضانت در قوانین حقوقی ایران و همچنین کشورهای دیگری چهره قضایی دارد و به حکم دادگاه صورت میگیرد و منافع طفل، موضوع اصلی پس از طلاق است و کلاً هدف و مبنا در مورد قوانین حضانت، فقط حمایت از طفل است. طفل در حقوق مدنی کشور ما مترادف با صغیر به کار برده شده است و صغیر کسی است که به سن قانونی نرسیده باشد.(امامی، حقوق مدنی، ص197) و در این صورت به نگهداری و حمایت خاصی نیاز دارد که به نمونه ای از این قوانین اشاره میشود:
ماده 1168 قانون مدنی: "نگاهداری ا طفال هم حق و هم تکلیف ابوین است." منظور از حق آن است که پدر و مادر نسبت به حضانت فرزندشان اقتدار دارند و این حق از عقد حاصل شده است. (غلامرضا حجتی اشرفی، مجموعه کامل قوانین و مقررات حقوقی ، ص 758)
ماده 1172 قانون مدنی: "هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنهایت از نگهداری او امتناع کند. در صورت امتناع یکی از ابوین حاکم باید به تقاضای دیگری یا تقاضای قیم یا یکی از از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل را به هریک از ابوین که حضانت به عهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند.
در ماده مذکور ملاحظه میکنیم وقتی که کانون گرم خانواده در اثر طلاق فرو ریخت، طفل نزد کسی خواهد ماند که حضانت به او واگذار شده است و طرف دیگر اعم از پدر و مادر حق ندارند خلاف آن رفتار کند و باید سرپرستی کننده تکالیف و وظایف خود را نسبت به فرزندش اداء کند.
ماده 1173 قانون مدنی: "هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری، که طفل تحت حضانت اوست (مانند اعتیاد زیان آور الکل، مواد مخدر، قمار، اشتهار به فساد اخلاقی و فحشاء، ابتلاء به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی، سوء استفاده از طفل یا اجبار او به مشاغل ضد اخلاقی مانند تکدیگری و قاچاق، تکرار ضرب و جرح) صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محکمه میتواند با تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم یا مدعی العموم هر تصمیمی را که برای حضانت مقتضی بداند اتخاذ کند..........."
برای مثال دادگاه اختیار دارد، حضانت را از پدر و مادر مبتلا به مواد مخدر یا فساد اخلاقی سلب و به دیگری یا شخص ثالث واگذار کند.
شایان ذکراست که مجلس شورای اسلامی در سال 1382 برای حضانت کودکان قانون جدیدی را تصویب کرد که به موجب آن، زنان مطلقه بر فرزندان دختر و پسر خود به یکسان حق سرپرستی خواهند داشت. یعنی زنان بعد از جدایی از همسرشان به طور طبیعی تا هفت سالگی سرپرستی فرزندانشان را اعم از دختر و پسر به عهده خواهند داشت و از آن پس اختیار با دادگاه است که در مورد دادن حق سرپرستی به پدر یا مادر تصمیم بگیرد.


اساساً مادران در رابطه با کودکان خود دو حق قانونی و شرعی دارند: حق رضاع (شیر دادن) و حق حضانت (پرورش کودک). به موجب اطلاق آیه: "لا تضار والده بولدها" (بقره؛ آیه 233) نبایستی مادران از هرگونه حقی که درباره فرزندان خود دراند محروم و مورد رنجش قرار گیرند.
خواهران مجرد میتوانند در صورت تمایل و با توجه به شرایط روحی و امکانات معیشتی خود در قسمت شرایط ضمن عقد موجود در سند ازدواج با موافقت زوج قید کنند که در صورت وقوع احتمالی طلاق، حضانت فرزندان با آنان خواهد بود. براساس اینکه شارع مقدس عمل به شروط را لازم دانسته و شرایط ضمن عقد نیز قابل اجراست. (استفتاء نگارنده از دفتر آیت ا...... مکارم شیرازی).

شرایط سرپرست
پدر یا مادری که نگهداری و سرپرستی کودک بعد از طلاق به او واگذار میشود، باید دارای ویژگیها و صلاحیتهای جسمی، روحی و روانی، اخلاقی و اجتماعی و غیره باشد که به اختصار به آنها اشاره میشود.
1- دارای سلامت عقلی باشد؛ زیرا اگر سرپرست کودک دارای جنون باشد دیگر به نگهداری کودک قادر نخواد بود. اما حق ملاقات با فرزندش را خواهد داشت مگر موجب ضرر و خطر برای طفل باشد.(شهید ثانی، مسالک الافهام، ص 582  و امامی، حقوق مدنی، ص 205)

2- دارای سلامت جسمانی باشد، یعنی به بیماریهای مسری و صعب العلاج مبتلا نباشد. (همان منبع)
3- دارای شایستگی اخلاقی باشد و فساد و انحطاط اخلاقی (مانند دزدی، دائم الخمر بودن، آوازخوانی درمجالس لهو و لعب و ..... ) نداشته باشد. چون در غیر این صورت تربیت کودک در معرض خطر قرار میگیرد.
4 -حضانت طفل برعهده هریک از پدر و مادر باشد، باید مسلمان باشند که فقهای عظام شیعه، این شرط را به آیه شریفه 141 سوره مبارکه نساء ولن یجعل ا... للکافرین علی المومنین سبیلا؛ یعنی خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راه و تسلطی قرار نداده است. استناد کرده اند (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج15، ص 186)
در مورد شرط مذکور گفته میشود که حضانت و حق سرپرستی نوعی سلطه است و مطابق قوانین دین مقدس اسلام کافر را بر مسلمان تسلطی نیست. اگر کافر سرپرستی بچه مسلمان را برعهده گیرد احتمال بیشتری وجود دارد که باعث انحراف عقیده وی شود؛ بالاخص که همه ما میدانیم از لحاظ روان شناسی، کودک در پنج سال اول زندگی، برای اخذ عقاید واثر پذیری روحی آماده تر است.

5- اگر حضانت طفل به عهده مادر گذاشته شود، در صورت ازدواج مادر حق سرپرستی او نسبت به طفل از بین میرود
6- سرپرست باید قدرت نگهداری طفل را داشته باشد زیرا فرد در دوران کهولت نمیتواند حضانت را که تکلیف سنگینی است برعهده بگیرد. (نجفی، جواهر الکلام، ص 287)
7- اگر حضانت کودک با مادر باشد باید محل ثابتی برای سکونت داشته باشد. حالا اگر از جایی به جای دیگر نقل مکان یا مسافرت کند، برخی از فقها بر این نظر دارند که اگر مادر از روستا به شهر سفر کند، برای حضانت فرزند سزاوارتر است، اما اگر از شهر به روستا سفر کند پدر شایستگی نگهداری کودک را خواهد داشت؛ چون در زندگی روستایی کودک از آموز و تربیت عقب میماند و این دیدگاه قوی است. (شیخ طوسی، المبسوط، ص 40)
هرچند شاید منظور شیخ و برخی از فقها، شهر و روستا به معنای واقعی نیست، بلکه منظور مسافرت به جایی که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی بالا یا پایین تر باشد.

ملاقات طفل
در ماده 1174 قانون مدنی مقرر شده است که: "در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشته باشند هریک از ابوین که طفل تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوط به آن در صورت اختلفا بین ابوین با محکمه است".  بنابراین دوران حضانت و حتی بعد از پایان یافتن آن نیز هریک از پدر و مادر حق ملاقات دارند. برابر ماده 98 قانون تعزیرات مصوب 1362، اگر کسی که کودک به او سپرده شده است، هنگام مراجعه افرادی که حق ملاقات دارند از دادن کودک سرباز زند، افزون بر اینکه حق سرپرستی از او سلب میشود، به مجازات شلاق تا 74 ضربه محکوم میگردد
چنانچه دادگاه براي يكي از والدين كه حضانت با او نيست حق ملاقات تعيين نمود و مكان و زمان آنرا مشخص كرد در صورتي كه شخصي كه حضانت به عهده اوست از دادن ملاقات طفل جلوگيري نمود و به عبارت ديگر از اجراي حكم دادگاه امتناع نمود تكليف چيست و دائره اجراي احكام چه وظيفه اي دارد؟ در ماده 14 قانون حمايت خانواده مصوب 1353 در اين خصوص تعيين تكليف شده است؛ در اين ماده مي خوانيم هر گاه دادگاه خانواده تشخيص دهد كسي كه حضانت طفل به او محول شده از انجام تكاليف مربوط به حضانت خودداري كرده يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذي حق شود او را براي هر بار تخلف به پرداخت مبلغي از هزار ريال تا ده هزار ريال و در صورت تكرار به حداكثرمبلغ مذكور محكوم خواهد كرد . دادگاه در صورت اقتضاء  مي تواند علاوه بر محكوميت مزبور حضانت طفل را به شخص ديگري واگذار نمايد در هر صورت حكم اين ماده مانع از تعقيب متهم چنانچه عمل او طبق قوانين جزائي جرم شناخته شده باشد نخواهد بود .
چون دادگاه صادر كننده حكم در اين مورد بايد تكليف قضيه را روشن نمايد به نظر مي رسد دادگاه خانواده با اعلام دائره اجراي احكام مبني بر ممانعت محكوم عليه از دادن ملاقات طفل   مي تواند طبق مقررات ماده 14 قانون ذكر شده با تشكيل جلسه دادرسي كسي كه مانع از اجراي حكم دادگاه شده محكوم به پرداخت جريمه نموده چنانچه مجدداً مانع اجراي حكم گرديد حضانت را از او سلب نموده و به ديگري بدهد و اگر از دادن طفل خودداري نموده حسب ماده واحده قانون مربوط به حضانت مصوب 1364 مجلس شوراي اسلامي محكوم عليه را تا استرداد طفل بازداشت نمايد اداره كل حقوقي قوه قضائيه طبق نظريه شماره 4905/7-31/5/79 در اين خصوص چنين نظر داده است درمورد استنكاف و ممانعت از ديدار طفل وسيله شخصي كه او را در اختيار دارد با استفاده از قانون مربوط به حق حضانت مصوب تير ماه 1365 مي توان فرد ممتنع را الزام و درصورت مخالفت تا اجراء حكم حبس كرد.

پایان دوران حضانت و سرپرستی
بنابر قول مشهور دوران نگهداری و سرپرستی کودک با بلوغ و رشد او به پایان میرسد و کودک پس از بلوغ و رشد اختیار دارد تا سرپرست زندگی خود را بر گزیند (نجفی، جواهرالکلام، ص 301) قاعده حضانت به خاطر ناتوانی کودک از مراقبت و حفاظت خویش وضع مقرر شده است. اما منظور از پایان یافتن دوران حضانت، به معنای رها کردن فرزند به حال خود نیست که تصور شود دیگر به حمایت و حراست نیازی نداردر، بلکه اصل حفاظت و مراقبت بعد از دوران حضات شروع میشود. فقط فرزندی می تواند به خاطر بلوغ عقلی و جسمی تصمیم بگیرد با چه کسی زندگی کند.

 نتیجه
در نهایت به طور خلاصه میتوان گفت که موضوع اصلی حضانت حمایت از منافع و مصالح کودک است. در مسئله نزاع میان زن و شوهر مشکل اصلی مشخص شدن تکلیف کودکان صغیر است زیرا باید تکلیف فرزندان به نوعی حل شود یا باید فرزند در اختیار مادر قرار گیرد یا پدر (در صورت صلاحیت هریک از زوجین) پس از جدایی والدین از یکدیگر حضانت طفل مطلقاً تا هفت سالگی برعهده مادر است که تفاوتی بین فرزند پسر و دختر نیست. مگر اینکه عدم توانایی و یا عدم شایستگی مادر در دادگاه ثابت شود. در صورتی که مادر ازدواج مجدد کند نیز سرپرستی فرزند با پدر است. در صورتی که مادر قبل از ازدواج در شرایط ضمن عقد ازدواج، ذکرکند که با وقوع طلاق، حضانت فرزندان با اوست، اجرای این شرط از طرف دادگاه الزامی است. بعد از حضانت نیز هریک از والدین که حضانت طفل برعهده او نیست حق ملاقات فرزند خود را دارد.

 

 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :
نمایش همه
علاقه مندی ها ()